
شـــاهکـــــــار خلقـــــــت خلـــق عــــــشـــــــــق بــــــود
چه زيباست به خاطر تو زيستن
وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو
سوختن؛
و چه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن
برای تو
گريستن
و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ایکاش
میدانستی بدون تو،
مرگ گواراترین زندگیست،بدون تووبه
دورازدستهای
مهربانت،
زندگی چه تلخ وناشکیباست ایکاش
میدانستی مرزخواستن
کجاست؛
و ایکاش میدیدی قلبی را که فقط ؛
برای تو می تپد.
کاش می گفتی چیست
آنچه از چشم تو عمق وجودم جاریست
عشق من
تو رادوست دارم!
میخواهم تو را بیشتر وبیشتر دوست داشته
باشم!
میخواهم تو را بیشتر از هر چیز در دنیا
دوست بدارم
میخواهم تو را تا سر حد سر مستی وشوریدگی
دوست بدارم.
و این کار شــدنی اســت
و انجام خواهد گرفت.
درهمین ابتدا دوست دارم
از همه اون عزیزانی که با نظرات خوبشون
باعث بهتر شدن
این وب شدند تشکر کنم
منتظر نظر شما هستم
اگه دوست داری عکس دوست دخترتو طراحی کنی
این پایین کلیک کن
تلخ و شیرین
۲۳آذر ماه بودکه این اتفاق افتاد
از اون روز به بعد
هر روز این سئوالات رو از خودم می پرسم
آیا می شود بازاو را ببینم؟
آیا روزی میرسد که با او باشم؟
آه خدای من که چه زود گذشت انگار همین دیروز بود
فاصله ی منو و عشقم یه تخته بود که دو تا کابین و جدا
میکرد
دوست داشتم در آغوش بگیرمش
توی سینم بفشرمش
دلم میخواست بوش کنم
ولی افسوس که نشد
ساعت ۶:۳۰ شد
او بلند شد و با اون چشمهای زیباش بهم نگاه کرد و
با لبخندی دلربا گفت:
خدا حافظ
این تلخ ترین وشیرین ترین لحظه ی زندگی من بود
شیرین, چون با یاد خنده هاش , یاد دست تکون دادنش
دیوونه می شم و به دوباره دیدنش امید دارم
تلخ , چون می ترسم دیگه اونو نبینم
نمی دانم به سبب کدامین گناه امروز مجازات می شوم
آخ که عذابی از این بیشتر نیست
عشق پر زده تو رو خدا برگرد![]()

اینم عکس خودم که به اسرار بر و بچ توی وب قرارش دادم

اینم عکس من و دوست نانازم ابوالفضل

نظر یادتون نره

دل شكستن هنر نميباشد
تاتواني دلي به دست آور
دوستت دارم !
چون عشقمی تو میدونی
تو وقتی که رفتی تنها موندم اشکـ ریختم و به یادت خوندم
برگرد پیشم چون ستارم بذار رو لبات بوس بذارم
این بار نرو پیشم بمون برای یه بارم با من بخون
تو هم منو دوستم داری میخوام تا ابد مال من باشی
امشب و میخوام به یادت باشم خوشکلم نازم عشقم یارم
یادم میاد به من گفتی اخرین عشقت منم منم
حالا یادت اون مال منه قطره اشکات برام کمه
میخوام فقط یادت باشم گل بودی ومیخواستی خارت باشم
تو گل بودی و من و خارم کردی گفتی میمونی پیشم بازم رفتی
چون تو من و با غریبه دیدی برا همه اینا ازم دل بریدی
گفتی که بدت میاد از تصویرم برا همیشه از پیشت میرم
البوم و واکن عکسم و ببین من و نگاه کن صدا کن مسلم
کنار م بشین به یاد من باش میخوامت من باز بیا باز با هم باشیم
هنوزم دستام روی پلکام اشکت و میخوام دستت و بیار نوازشم کن
من و عاشقم کن دوستت دارم عشق من عشق من
زیبایی عکست گرمی دستات توی یادم یادمه دادم قلبمو به تو
گفتم نرو نازنین از این بهترین بشو رو زمین
تو یارمی دلدارمی
دوستت دارم قول بده پیشم باشی عشقم چون دلم هوات و کرده عشقم
امشب هم بودم من به یادت تا بدونی هنوز هستم عاشقت
دوستت دارم

وقتي كه بارون ميياد هر اندازه
كه تو تونستي بارون جمع كني تو
منو دوست داري و هر اندازه كه
نتونستي جمع كني من تورودوست
دارم
در خواب ناز بودم شبی
دیدم کســــی در میزند
در راگشـودم روی او
دیدم غــم است در میزند
ای دوســــــتان بی وفـــا
از غم بیــــــاموزید وفا
غـــــم با همه بیگــانگی میزند
هـــر شب به ما سر میزند

ديدي دلم شكست!
ديوار دلم ترك خورد
زندگي ام با دستان
دختري از هم گسست
دختري كه با رفتنش
هوشم را برد
ساخته هايم را خراب
كرد
بهارم را كشت و
پائيز
را صدا كرد
ولاله آبي آسمان
عشقم
را
سوزاند
گذر عمر

با شما بچه مایه دارا هستم هیچ وقت
پول تونو به رخ دیگران نکشید
می دونید چرا به دو دلیل
۱.در پایان بازی شطرنج جای شاه و سرباز تو
یه جعبه است
۲.به گورستانی سفر کردم کم و بیش
بدیدم قبر دولتمندو درویش
نه درویشی به گورش بی کفن بود
نه دولتمند ببرد از یک کفن بیش

سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر ولی من
به جز او عالمی را بردم از یاد
عاشق جزیره ی کوچکی هستم که
دریا با همه
عظمتش نمیتونه
سرشو زیر آب کنه

عشق آبی یعنی اینکه
یه نفرو با همه ی خوبی و بدی هاش دوست
داشته باشی
نه اینکه فقط خوبی دیده بشه و با اولین
بدی زیر همه
چیز زد

تو از خواب بچه ها چه میدانی؟
و از دلتنگی یک جمعه پائیزی
و دل خالی از عشق
و از دلتنگی مردی آواره
که در رویا می بیند
قصه های بر باد رفته اش را
و تو
از عشق و من نا تمام شب سیاه
و از حسرت بهار نارنج
و دودهای معلق
سیگار در حجم اتاق
ودلتنگی مردی تنها
چه میدانی؟
مردی تنها تر از من
میشناسی!....

زندگی يعـنی چکيـدن همچـو شمع از گرمی عشـق!
زندگی يعـنی لطافـت، گم شدن در نرمی عشـق!
زندگی يعـنی دويـدن بی امان در وادی عشـق!
رفتـن و آخــر رسيــدن بر درآبادی عشـق!
می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلـداده بودن!
پر غـرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن!
می شود انـدوه شب را از نگاه صبح فهمـيد!
يا به وقت ريزش اشک شادی بگـذشته را ديـد!
می تـوان در گريه ابر با خيال غـنچه خـوش بود!
زايـش آيـنده را در هر خـزانی ديـد و آسـود...![]()
در حسرت ديدارتو آواره ترينم ![]()

خواهی که جهان در کف و اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد![]()
سيـب سـرخي را بـه من بخشيـد و رفـت
عاقبـت بر عشـق مـن خنـديـد و رفـت
اشـك در چشمــان سـردم حلقــه زد
بـي مـروت گريـه ام را ديــد و رفـت
چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بريـد
حـال بيمـار مــرا فهـميــد و رفـت
بـا غـم هجــرش مــدارا مـي كنـم
گـر چـه بر زخمــم نمك پاشيد و رفـت